عـکس,خبر,گزارش و آثاری از اعضای انجمن ادبی حافظ شهرستان گنبد کاووس

آمار مطالب

کل مطالب : 151
کل نظرات : 105

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 69

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 12
باردید دیروز : 3
بازدید هفته : 88
بازدید ماه : 84
بازدید سال : 1642
بازدید کلی : 23480

                     تبادل لینک هوشمند
  برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان انجمن ادبی حافظ و                                  آدرس
 http://gonbadhafez.loxblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته .                           در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






تبلیغات
<-Text2->
نویسنده : شورای مرکزی
تاریخ :
نظرات

 

 

به گیسوان مسی تیرها شبیه ترن

به تندی از دو طرف دور می شدند از من

 

شتر - پرنده ی شن - بالهای قهوه ای اش

تمام طول شب از دوردستها روشن

 

گوزن زخمی ات این بار هم به راه افتاد

به شاخ هایش عطر شکوفه های گون

 

یکی همیشه از اضلاع خویش کم دارد

مثلث من و راه و تو - مرد و جاده و زن -

 

خلاف حرکت من مثل برق می رفتند

به گیسوان مسی تیرهای از آهن

 

نفس زنان به سلام تو سعی می کردند

صفایی - از تو چه پنهان - نداشت رفتن من

......................

به گیسوان مسی تیرها ولی این بار

به کندی از دو طرف در مسیر برگشتن

 

خلاف حرکت من از تو باز می گشتند

عصایی از عطش و کوله باری از شیون



 

 

بدون تو کی ام از هرچه نیست هم کمتر

ای از هرآنچه خدا وعده داده محکم تر

 

از ابتدا به هوای هم آفریده شدیم

شبیه آدم و حوا،نه بلکه باهم تر

 

برای هرچه از این بعد من، تو، تنها تو

از احتیاج گیاهان به خاک مبرم تر

 

درست حدس زدی در سرم چه می گذرد

به نام تو غزلی از سکوت مبهم تر

 

برقص با کلمات آنچنان به آرامی

که از سقوط پر آرام تر ،ملایم تر

 

ببخش دستم اگر لرزه گیر شانه ی توست

ای از تشنج آتشفشان مصمم تر

 

به هم بریز و بپاش از هم و دوباره بساز

مرا چو خویش نه ابلیس تر نه آدم تر

 

 




همین گناه تو بود؛ ایستاده پر زدنت

هراس داشت زمین از پرنده‌تر شدنت

به کوه می‌برمت تا مگر چو ابراهیم

بیافرینمت از روی پاره‌های تنت

ولی چه فایده وقتی به سنت دیرین

غریب‌کش شده‌ای لای پرچم وطنت

به خاک می سپرم تا در آخرین لحظات

یواش دست نهد بر جراحت بدنت

شبانه آمده‌اند و لباس دوخته‌اند

عروس‌های جهان از سپیدی کفنت

که عطر خاطره‌های تو را بیفشانند

اگر به رقص درآیند مثل پیرهنت

به عشوه بر لبشان نام توست؛ پاشو ببین

که یکصدا همه نی می‌زنند با دهنت



لبهای تشنه تو چرا جم نمی خورند

از آب چشمه های ترنم نمی خورند

 

بر قایق طلایی لبخندها سوار

دیگر نمی شوند و تلاطم نمی خورند

 

یک قطره از طراوت باران اشک ها

یا نانی از تنور تبسم نمی خورند

 

مثل گلوی تشنه موسی چرا کمی

از سفره های باز تکلم نمی خورند

 

لب باز کن به زمزمه هنگام ربناست

افطار را بدون تو مردم نمی خورند

 

حتی اگر گرسنه بمانند در کویر

شن می خورند بی تو و گندم نمی خورند

 

در زیر ضربه های سم مست اسبها

لبهای تشنه تو چرا جم نمی خورند

22 آذر 80

 

 

بازگشت به صفحه ی آثار اعضا

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 247
|
امتیاز مطلب :
|
تعداد امتیازدهندگان :
|
مجموع امتیاز :


وبلاگ انجمن ادبی حافظ ، خانه دوم اعضای انجمن و مهمانخانه دوستان و علاقه مندان به شعر و ادب فارسی است . این وبلاگ با تلاش شورای مرکزی انجمن و جهت اطلاع رسانی فعالیتهای این انجمن کهنه کار و معرفی هنرمندان عضو می باشد . از تمام شما دوستان و علاقه مندان خواهشمندیم جهت گسترش فعالیت این وبلاگ با ما همکاری کرده و با معرفی و لینک این وبلاگ در وبلاگ و سایت خود ما را در این دنیای مجازی یاری نمایید . لازم به ذکر است استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع برای عموم آزاد می باشد . (با تشکر فراوان ) (شورای مرکزی ) . ............................... . زمان برگزاری جلسات هفتگی : دوشنبه ها ساعت 4 تا 6عصر آدرس : استان گلستان،گنبد کاووس،خیابان هنر،پشت دانشگاه پیام نور، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ، انجمن ادبی ..


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود